سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

.

بخشنده نادان نزد خدا از پارسای بخیل، محبوب تر است. [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

تماس با ما
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :9
بازدید دیروز :28
کل بازدید :69691
تعداد کل یاداشته ها : 85
100/2/18
4:55 ص

Google

در این وبلاگ
در کل اینترنت
مشخصات مدیروبلاگ
 
محمدصادق[21]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
هر شب تنهایی دارالقران الکریم جرقویه علیا مـ یـ ـرابـ عـ ـطـ ـش خاطرات دکتر بالتازار وب سایت روستای چشام (Chesham.ir) عطر یاس روانشناسی رویابین دنیای خودرو مردهک قطب کشاورزی جنوب عدالت جویان نسل بیدار آموزش تست زدن کنکور فهادانــ وایسا دنیا!من میخوام پیاده شم... اسمس بارون دکتر علی حاجی ستوده گمبگ و قیلون طلبه ایرانی دادار ورود ممنوع حاج آقا مسئلةٌ sindrela بازمانده تنهای تنها باشگاه فرهنگی ورزشی صنعت مس رفسنجان دانلود رایگان برنامه نود باشگاه فرهنگی ورزشی ارگ بم فدراسیون فوتبال ایران صورتحساب پایان.میان دوره همراه اول فروش کارت شارژ ایرانسل.همراه اول دانلودنرم افزارهای جغرافیایی برای پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی پردیس موبایل (همراه اول) درسهای اخلاق ازمرحومآیت الله عبدالکریم حق شناس دفتر آیت الله خامنه ای استخاره با قرآن سایت حاج محمود کریمی سایت اطلاع رسانی حضرت فاطمه (س) سایت امام محمد باقرعلیه السلام سایت امام علی علیه السلام بمکده امام علی علیه السلام گروه حرفه و فن بم سایت تخصصی گفتار درمانی سایت تخصصی اعصاب و روان سایت رسمی امام حسین علیه السلام دبیرستان پسرانه خاتم الا نبیا ء(ص)شهرستان بم هئیت محبان الحسن علیه السلام بروات هئیت عزاداری محبان الحسین بم هئیت علمدار شهرستان بم علم ورزش

 

نقش توبه از دیدگاه امام صادق علیه السلام

 

امام صادق (ع) در این رابطه می فرمایند:اگر کسی مرتکب گناهی شود یک نقطه لکه سیاه در قلب او ایجاد می شود که چنانچه توبه نماید آن لکه سیاه بر طرف شده وپاک می گردد اما اگر توبه نکند با ارتکاب گناه دوم آن لکه شیاه بزرگتر شده وپخش میشود و همین طور و بدون اینکه توبه کند مرتکب گناه بعدی شود به حدی که این نقطه سیاه تمام قلب و دل اورا فرا بگیرد در آن صورت فلاح و رستگاری برای او نیست. 

 

                                                       بحارالانوار ٍج73 ٍ ص327


  

                                           

امام موسی کاظم (ع):

 ولایت علی(ع) در کتابهای همه پیامبران ثبت شده است و هیچ پیامبری مبعوث نشد، مگر با میثاق نبوت محمد(ص) و امامت علی(ع)

 سفینة البحار، ج 2، ص 691


  
حضرت فاطمه زهرا(س) می فرمایند:

{روزی رسول خدا(ص) خطاب به من فرمودند:ای فاطمه،هرکس برتوصلوات بفرستد خداونداوراموردآمرزش خودقرارداده وهرکجای بهشت که من باشم اورابه من ملحق خواهدساخت.}

صحیفه فاطمیه - ص 189- حکمت35


  
مردی به  امام جواد(ع) عرض کرد:مراسفارش فرمایید.آن حضرت فرمود:

((می پذیری؟ عرض کرد بله.امام(ع)فرمود:صبررا متکای خودساز،فقررادرآغوش گیر،لذت ها راواگذار،باهوس مخالفت کن وبدان که هرگز ازمراقبت خداوند بیرون نیستی،پس ببین که چگونه می باشی.))

صحیفه رستگاری. حدیث506


  
حدیث قدسی:

حضرت محمد(ص) از خداوند سبحان نقل کرده که حضرت حق فرمود:اگر در روی زمین فقط یک مومن بود،من از دیگر مخلوقاتم بی نیاز بودم وبه طور قطع ایمان اورا برایش مانوس می کردم تا با داشتن آن به کسی نیازمند نشود.

کلیات حدیث قدسی/شیخ محمد ابن حسن حر عاملی/حدیث223


  





 


نامه
بیست


و من کتاب
له ع إلی زیاد ابن أبیه و هو خلیفة عامله عبد الله بن عباس علی البصرة و عبد الله
عامل أمیر المؤمنین ع یومئذ علیها و علی کور الأهواز و فارس و کرمان و غیرها


وَ إِنِّی أُقْسِمُ بِاللَّهِ قَسَماً صَادِقاً لَئِنْ
بَلَغَنِی أَنَّکَ خُنْتَ مِنْ فَیْ‏ءِ الْمُسْلِمِینَ شَیْئاً صَغِیراً أَوْ
کَبِیراً لَأَشُدَّنَّ عَلَیْکَ شَدَّةً تَدَعُکَ قَلِیلَ الْوَفْرِ ثَقِیلَ
اَلظَّهْرِ ضَئِیلَ الْأَمْرِ. وَ اَلسَّلاَمُ


ترچمه:


این
نامه را به زیاد بن ابیه نوشته است که از سوی عبد الله بن عباس بر بصره فرمان می
‏راند و ابن عباس خود از جانب علی ( ع ) فرمانروایی اهواز و فارس و کرمان را داشت
.


به خدا سوگند می‏ خورم ، سوگندی راست که اگر به من خبر رسد که
در غنایم مسلمانان به اندک یا بسیار خیانت کرده‏ ای ، چنان بر تو سخت گیرم که کم
مایه مانی و بار هزینه عیال بر دوشت سنگینی کند و حقیر و خوار شوی . و السلام


نامه
بیست و یک


و من کتاب
له ع إلی زیاد أیضا


فَدَعِ الْإِسْرَافَ مُقْتَصِداً،وَاُذْکُرْ فِی اَلْیَوْمِ
غَداً،وَأَمْسِکْ مِنَ اَلْمَالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِکَ،وَ قَدِّمِ اَلْفَضْلَ
لِیَوْمِ حَاجَتِکَ، أَتَرْجُو أَنْ یُعْطِیَکَ اَللَّهُ أَجْرَ
اَلْمُتَوَاضِعِینَ،وَ أَنْتَ عِنْدَهُ مِنَ اَلْمُتَکَبِّرِینَ،وَتَطْمَعُ وَ
أَنْتَ مُتَمَرِّغٌ فِی اَلنَّعِیمِ تَمْنَعُهُ الضَّعِیفَ،وَالْأَرْمَلَةَ أَنْ
یُوجِبَ لَکَ ثَوَابَ الْمُتَصَدِّقِینَ،وَ إِنَّمَا اَلْمَرْءُ مَجْزِیٌّ بِمَا
أَسْلَفَ وَ قَادِمٌ عَلَی مَا قَدَّمَ. وَ اَلسَّلاَمُ


ترچمه:


نامه‏ای
از آن حضرت ( ع ) نیز به زیاد .


از زیاده‏ روی بپرهیز و میانه ‏روی پیشه کن . امروز به فکر
فردایت باش . از مال به قدر نیازت نگهدار و آنچه افزون آید ، پیشاپیش برای روزی که
بدان نیازمند گردی ، روانه دار . آیا امید آن داری که خداوندت پاداش متواضعان دهد
، در حالی که ، در نزد او از متکبران هستی . آیا در حالی که ، خود در ناز و نعمت
فرو رفته ‏ای و آن را از ناتوانان و بیوه زنان دریغ می‏ داری ، طمع در آن بسته‏ای
که ثواب صدقه ‏دهندگانت دهند ؟ آدمی به آنچه پیشاپیش فرستاده ، پاداش بیند و بر سر
آن رود که از پیش روانه داشته . والسلام


 



  





نامه
دوازده


و من وصیة
له ع وصی بها معقل بن قیس الریاحی حین أنفذه إلی الشام فی ثلاثة آلاف مقدمة له


اِتَّقِ اَللَّهَ اَلَّذِی لاَ بُدَّ لَکَ مِنْ لِقَائِهِ وَ
لاَ مُنْتَهَی لَکَ دُونَهُ وَ لاَ تُقَاتِلَنَّ إِلاَّ مَنْ قَاتَلَکَ وَ سِرِ
اَلْبَرْدَیْنِ وَغَوِّرْ بِالنَّاسِ وَرَفِّهْ فِی اَلسَّیْرِ وَلاَ تَسِرْ
أَوَّلَ اَللَّیْلِ فَإِنَّ اَللَّهَ جَعَلَهُ سَکَناً وَقَدَّرَهُ مُقَاماً لاَ
ظَعْناً فَأَرِحْ فِیهِ بَدَنَکَ وَ رَوِّحْ ظَهْرَکَ فَإِذَا وَقَفْتَ حِینَ
یَنْبَطِحُ اَلسَّحَرُ أَوْ حِینَ یَنْفَجِرُ اَلْفَجْرُ فَسِرْ عَلَی بَرَکَةِ
اَللَّهِ فَإِذَا لَقِیتَ اَلْعَدُوَّ فَقِفْ مِنْ أَصْحَابِکَ وَسَطاً وَ لاَ
تَدْنُ مِنَ اَلْقَوْمِ دُنُوَّ مَنْ یُرِیدُ أَنْ یُنْشِبَ اَلْحَرْبَ وَ
لاتَبَاعَدْ عَنْهُمْ تَبَاعُدَ مَنْ یَهَابُ اَلْبَأْسَ حَتَّی یَأْتِیَکَ
أَمْرِی وَ لاَ یَحْمِلَنَّکُمُ شَنَآنُهُمْ عَلَی قِتَالِهِمْ قَبْلَ دُعَائِهِمْ
وَ اَلْإِعْذَارِ إِلَیْهِمْ.


ترجمه:


سفارشی
از آن حضرت ( ع ) به معقل بن قیس الریاحی فرمود ، آنگاه که او را به سه‏هزار سپاهی
بر مقدمه به شام می ‏فرستاد .


از خدایی که بناچار ، روزی با او دیدار خواهی کرد و جز درگاه
او پایانی نداری ، بترس . جنگ مکن مگر با آنکه با تو بجنگد . و لشکرت را در ابتدا
یا انتهای روز به حرکت درآور و به هنگام گرمای نیمروز فرود آر . و مرکبها را خسته
مدار ، و در آغاز شب ، لشکر را به حرکت در میاور که خداوند شب را برای آسودن قرار
داده . و آن را برای درنگ کردن مقرر کرده نه سیر و سفر . به هنگام شب خود و مرکبت
را از خستگی برآور . و چون برآسودی ، یا هنگام سحر و یا زمان دمیدن سپیده به برکت
خداوندی حرکت کن هرگاه با دشمن رویاروی شدی ، خود در میانه لشکرت قرار گیر و به
دشمن چنان نزدیک مشو که پندارد قصد حمله داری و چندان دور مایست که چون کسی باشی
که از جنگ بیمناک است تا فرمان من به تو رسد . کینه آنان تو را وادار نکند که پیش
از آنکه به اطاعتشان فراخوانی و حجّت را بر آنان تمام کنی ، جنگ را بیاغازی.


نامه
سیزده


و من کتاب
له ع إلی أمیرین من أمراء جیشه


وَ قَدْ أَمَّرْتُ عَلَیْکُمَا وَ عَلَی مَنْ فِی حَیِّزِکُمَا
مَالِکَ بْنَ اَلْحَارِثِ اَلْأَشْتَرَ فَاسْمَعَا لَهُ وَ أَطِیعَا وَ
اِجْعَلاَهُ دِرْعاً وَ مِجَنّاً فَإِنَّهُ مِمَّنْ لاَ یُخَافُ وَهْنُهُ
وَلاسَقْطَتُهُ وَ لاَ بُطْؤُهُ عَمَّا اَلْإِسْرَاعُ إِلَیْهِ أَحْزَمُ وَ لاَ
إِسْرَاعُهُ إِلَی مَا اَلْبُطْءُ عَنْهُ أَمْثَلُ.


ترجمه:


از
نامه آن حضرت ( ع ) به دو تن از امیران لشکرش


من ، مالک بن الحارث الاشتر را بر شما و همه سپاهیانی که در
فرمان شماست امیر کردم . به سخنش گوش دهید و فرمانش برید . او را زره و سپر خود
قرار دهید . زیرا مالک کسی است که نه در کار سستی می ‏کند و نه خطا و نه آنجا که
باید درنگ کند ، شتاب می ‏ورزد و نه آنجا که باید شتاب ورزد ، درنگ می ‏کند.


نامه
چهارده


و من وصیة
له ع لعسکره قبل لقاء العدو بصفین


لاَ تُقَاتِلُوهُمْ حَتَّی یَبْدَءُوکُمْ فَإِنَّکُمْ بِحَمْدِ
اَللَّهِ عَلَی حُجَّةٍ وَ تَرْکُکُمْ إِیَّاهُمْ حَتَّی یَبْدَءُوکُمْ حُجَّةٌ
أُخْرَی لَکُمْ عَلَیْهِمْ فَإِذَا کَانَتِ الْهَزِیمَةُ بِإِذْنِ اَللَّهِ فَلاَ
تَقْتُلُوا مُدْبِراً وَ لاَ تُصِیبُوا مُعْوِراً وَ لاَ تُجْهِزُوا عَلَی جَرِیحٍ
وَلاَ تَهِیجُواالنِّسَاءَ بِأَذًی وَ إِنْ شَتَمْنَ أَعْرَاضَکُمْ وَ سَبَبْنَ
أُمَرَاءَکُمْ فَإِنَّهُنَّ ضَعِیفَاتُ الْقُوَی وَالْأَنْفُسِ وَالْعُقُولِ إِنْ
کُنَّا لَنُؤْمَرُ بِالْکَفِّ عَنْهُنَّ وَإِنَّهُنَّ لَمُشْرِکَاتٌ وَإِنْ کَانَ
الرَّجُلُ لَیَتَنَاوَلُ الْمَرْأَةَ فِی الْجَاهِلِیَّةِ بِالْفَهْرِ أَوِ
الْهِرَاوَةِ فَیُعَیَّرُ بِهَا وَعَقِبُهُ مِنْ بَعْدِهِ.


ترجمه:


سفارشی
از آن حضرت ( ع ) به سپاهش پیش از دیدار با دشمن در صفین .


با آنان مجنگید تا آنان جنگ را بیاغازند . سپاس خدا را ، که
حجت با شماست . و اگر واگذارید تا آنان جنگ را آغاز کنند ، این هم حجتی دیگر است
به سود شما و زیان ایشان . هرگاه ، به اذن خدا ، روی به هزیمت نهادند ، کسی را که
پشت کرده و می ‏گریزد ، مکشید و آن را که از پای افتاده است ، آسیب مرسانید و
مجروح را زخم مزنید و زنان را میازارید و آنان را به خشم میاورید ، هرچند ، آبروی
شما بریزند یا امیرانتان را دشنام دهند . که زنان به جسم ناتوان‏ اند و به نفس و
عقل ضعیف . حتی در زمانی که زنان مشرک بودند ، ما را گفته بودند که از آنان دست
باز داریم . در زمان جاهلیت ، رسم بر آن بود که اگر مردی با سنگ یا چوبدستی به زنی
تعرض می ‏کرد او را و فرزندانش را ، که پس از او می ‏آمدند ، عیب می ‏کردند و
سرزنش می‏نمودند.


نامه
پانزده


 و من
دعاء له ع کان ع یقول إذا لقی العدو محاربا


اَللَّهُمَّ إِلَیْکَ أَفْضَتِ الْقُلُوبُ وَمُدَّتِ
الْأَعْنَاقُ وَشَخَصَتِ الْأَبْصَارُ وَ نُقِلَتِ الْأَقْدَامُ وَأُنْضِیَتِ
الْأَبْدَانُ اَللَّهُمَّ قَدْ صَرَّحَ مَکْنُونُ الشَّنَآنِ وَ جَاشَتْ مَرَاجِلُ
الْأَضْغَانِ اَللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ غَیْبَةَ نَبِیِّنَا وَ
کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ تَشَتُّتَ أَهْوَائِنَا رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنا وَ
بَیْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَیْرُ اَلْفاتِحِینَ.


ترجمه:


 هنگامی که آن حضرت ( علیه السلام ) به عزم جنگ ، با دشمن
روبرو می ‏شد چنین می‏ فرمود :


بارخدایا ، دلها به تو نزدیک شده و گردنها به سوی تو کشیده شده
و چشمها به درگاه تو خیره و پاها به آستان تو به راه افتاده و بدنها نزار گردیده .
بار خدایا ، کینه ‏های پنهان آشکار گشته و دیک کینه‏ ها به جوشش آمده . بارخدایا ،
به تو شکوه می ‏کنم ، نبودن پیامبرمان را و فراوانی دشمنانمان را و پراکندگی
خواستهایمان را . « ای پروردگار ، ما میان ما و قوم ما بحق راهی بگشا که تو بهترین
راهگشایان هستی.


نامه
شانزده


و کان یقول
ع لأصحابه عند الحرب


لاَ تَشْتَدَّنَّ عَلَیْکُمْ فَرَّةٌ بَعْدَهَا کَرَّةٌ،وَلاَ
جَوْلَةٌ بَعْدَهَا حَمْلَةٌ،وَ أعْطُوا اَلسُّیُوفَ حُقُوقَهَا، وَ وَطِّئُوا
لِلْجُنُوبِ مَصَارِعَهَا،وَاُذْمُرُواأَنْفُسَکُمْ عَلَی اَلطَّعْنِ
اَلدَّعْسِیِّ وَالضَّرْبِ الطِّلَحْفِیِّ وَأَمِیتُوا الْأَصْوَاتَ فَإِنَّهُ
أَطْرَدُ لِلْفَشَلِ فَوَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَءَالنَّسَمَةَ مَا
أَسْلَمُواوَ لَکِنِ اِسْتَسْلَمُوا وَأَسَرُّوا اَلْکُفْرَ فَلَمَّا وَجَدُوا
أَعْوَاناً عَلَیْهِ أَظْهَرُوهُ.


ترجمه:


هنگام
جنگ به یاران خود می ‏فرمود


بر شما گران نیاید ،
گریختنی که پس از آن بازگشتنی باشد ، یا واپس نشستنی که از پی آن حمله‏ای بود .
حقّ شمشیرهاتان را ادا کنید و پهلوهای دشمن را بر خاک هلاک آورید . همواره آزمند
آن باشید که نیزه‏هایتان تن‏ها را بشکافد و ضربتهایتان سخت و کشنده باشد . آوازها
را در سینه ‏ها حبس کنید ، که این سکوت سستی را از مرد جنگجو دور می ‏کند . سوگند
به کسی که دانه را شکافته و جانداران را آفریده ، که اینان اسلام را نپذیرفته‏اند
بلکه تسلیم شده ‏اند . و کفر را در دل نهان داشته‏اند و چون یارانی بیابند ،
آشکارش سازند


  





نامه
شش


 و من کتاب له ع إلی معاویة


إِنَّهُ بَایَعَنِی اَلْقَوْمُ اَلَّذِینَ بَایَعُوا أَبَا
بَکْرٍ وَعُمَرَ وَعُثْمَانَ عَلَی مَا بَایَعُوهُمْ عَلَیْهِ فَلَمْ یَکُنْ
لِلشَّاهِدِ أَنْ یَخْتَارَ وَلاَ لِلْغَائِبِ أَنْ یَرُدَّ وَ إِنَّمَاالشُّورَی
لِلْمُهَاجِرِینَ وَاَلْأَنْصَارِ فَإِنِ اِجْتَمَعُوا عَلَی رَجُلٍ وَ سَمَّوْهُ
إِمَاماً کَانَ ذَلِکَ لِلَّهِ رِضًا فَإِنْ خَرَجَ عَنْ أَمْرِهِمْ خَارِجٌ
بِطَعْنٍ أَوْ بِدْعَةٍ رَدُّوهُ إِلَی مَا خَرَجَ مِنْهُ فَإِنْ أَبَی قَاتَلُوهُ
عَلَی اِتِّبَاعِهِ غَیْرَ سَبِیلِ اَلْمُؤْمِنِینَ وَ وَلاَّهُ اَللَّهُ مَا تَوَلَّی
وَ لَعَمْرِی یَا مُعَاوِیَةُ لَئِنْ نَظَرْتَ بِعَقْلِکَ دُونَ هَوَاکَ
لَتَجِدَنِّی أَبْرَأاَلنَّاسِ مِنْ دَمِ عُثْمَانَ وَ لَتَعْلَمَنَّ أَنِّی
کُنْتُ فِی عُزْلَةٍ عَنْهُ إِلاَّ أَنْ تَتَجَنَّی فَتَجَنَّ مَا بَدَا لَکَ وَ
اَلسَّلاَمُ .


ترجمه:


نامه‏ای
از آن حضرت ( ع ) به معاویه


این مردمی که با ابو بکر و عمر و عثمان بیعت کرده بودند ، به
همان شیوه با من بیعت کردند . پس آن را که حاضر است ، نرسد که دیگری را اختیار کند
و آن را که غایب بوده است نرسد که آنچه حاضران پذیرفته ‏اند نپذیرد . شورا از آن
مهاجران و انصار است . اگر آنان بر مردی همرأی شدند و او را امام خواندند ، کارشان
برای


خشنودی خدا بوده است ، و اگر کسی از فرمان شورا بیرون آمد و بر
آن عیب گرفت یا بدعتی نهاد باید او را به جمعی که از آن بیرون شده است باز آورند .
اگر سر بر تافت با او پیکار کنند ، زیرا راهی را برگزیده که خلاف راه مؤمنان است و
خدا نیز در گردن او کند ، گناه آنچه را خود متولی آن شده است .


ای معاویه ، به جان خودم سوگند ، که اگر به دیده خرد بنگری ،
نه از روی هوا و هوس ، در خواهی یافت که من از هر کس دیگر از کشتن عثمان بیزارتر
بودم و من از آن کناری جسته بودم ، مگر آنکه بخواهی جنایت را به گردن من نهی و
چیزی را که بر تو آشکار است پنهان داری . و السلام 


نامه
هفت


 و من کتاب منه ع إلیه أیضا


أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ أَتَتْنِی مِنْکَ مَوْعِظَةٌ مُوَصَّلَةٌ
وَ رِسَالَةٌ مُحَبَّرَةٌ نَمَّقْتَهَا بِضَلاَلِکَ وَ أَمْضَیْتَهَا بِسُوءِ
رَأْیِکَ وَ کِتَابُ اِمْرِئٍ لَیْسَ لَهُ بَصَرٌ یَهْدِیهِ وَ لاَ قَائِدٌ
یُرْشِدُهُ قَدْ دَعَاهُ اَلْهَوَی فَأَجَابَهُ وَ قَادَهُ اَلضَّلاَلُ
فَاتَّبَعَهُ فَهَجَرَ لاَغِطاً وَ ضَلَّ خَابِطاً.


وَ
مِنْهُ


لِأَنَّهَا بَیْعَةٌ وَاحِدَةٌ لاَ یُثَنَّی فِیهَا اَلنَّظَرُ
وَ لاَ یُسْتَأْنَفُ فِیهَا اَلْخِیَارُ اَلْخَارِجُ مِنْهَا طَاعِنٌ وَ
اَلْمُرَوِّی فِیهَا مُدَاهِنٌ.


ترجمه:


نامه‏ای
دیگر از آن حضرت ( ع ) به معاویه


اما بعد ، اندرزنامه ‏ای از تو به من رسید با جمله ‏هایی
بربافته و عباراتی که به ضلالت خویش آراسته بودی و از روی بداندیشی روانه کرده
بودی . این نامه ، نامه کسی است که نه خود دیده بینا دارد تا راه هدایت را به او
نشان دهد ، و نه او را رهبری است که راهش بنماید . هوا و هواس او را فراخوانده و
او نیز پاسخش گفته و ضلالت رهنمونش گشته و او نیز متابعتش نموده . هذیانی در هم
آمیخته ، گم گشته و به خطا رفته است .


و
از این نامه است


بیعت کردن
فقط یک بار است و دوباره در آن نظر نتوان کرد . گزینش از سر گرفته نشود . هر که از
بیعت بیرون رود ، طعن زننده است ، و هر که در پذیرفتنش درنگ کند و دو دلی نشان دهد
، منافق است. 


.



  





و
من کتاب له ع إلی أهل الکوفة عند مسیره من المدینة إلی البصرة


مِنْ عَبْدِ اَللَّهِ عَلِیٍّ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ إِلَی
أَهْلِ اَلْکُوفَةِ جَبْهَةِ اَلْأَنْصَارِ وَ سَنَامِ اَلْعَرَبِ أَمَّا بَعْدُ
فَإِنِّی أُخْبِرُکُمْ عَنْ أَمْرِ عُثْمَانَ حَتَّی یَکُونَ سَمْعُهُ کَعِیَانِهِ
إِنَّ اَلنَّاسَ طَعَنُوا عَلَیْهِ فَکُنْتُ رَجُلاً مِنَ اَلْمُهَاجِرِینَ
أُکْثِرُ اِسْتِعْتَابَهُ وَ أُقِلُّ عِتَابَهُ وَ کَانَ طَلْحَةُ وَ اَلزُّبَیْرُ
أَهْوَنُ سَیْرِهِمَا فِیهِ اَلْوَجِیفُ وَ أَرْفَقُ حِدَائِهِمَا اَلْعَنِیفُ وَ
کَانَ مِنْ عَائِشَةَ فِیهِ فَلْتَةُ غَضَبٍ فَأُتِیحَ لَهُ قَوْمٌ فَقَتَلُوهُ وَ
بَایَعَنِی اَلنَّاسُ غَیْرَ مُسْتَکْرَهِینَ وَ لاَ مُجْبَرِینَ بَلْ طَائِعِینَ
مُخَیَّرِینَ.


وَ اِعْلَمُوا أَنَّ دَارَ اَلْهِجْرَةِ قَدْ قَلَعَتْ
بِأَهْلِهَا وَ قَلَعُوا بِهَا وَ جَاشَتْ جَیْشَ اَلْمِرْجَلِ وَ قَامَتِ
اَلْفِتْنَةُ عَلَی اَلْقُطْبِ فَأَسْرِعُوا إِلَی أَمِیرِکُمْ وَ بَادِرُوا
جِهَادَ عَدُوِّکُمْ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.


ترجمه:


نامه‏ای
به مردم کوفه هنگام حرکتش از مدینه به بصره .


از
بنده خدا ، علی ، امیر المؤمنین به مردم کوفه که بزرگواران یاران و ارجمندان عرب‏
اند .


اما
بعد . شما را از کار عثمان خبر می‏ دهم ، به گونه‏ای که شنیدنش چون دیدن باشد :
مردم بر او خرده گرفتند و من که مردی از مهاجران بودم ، همواره خشنودی او را
می‏خواستم و کمتر سرزنش می ‏کردم . ولی طلحه و زبیر در باره او شیوه دیگر داشتند و
آسانترین کارشان ، تاختن بر او بود و نرمترین رفتارشان ، رفتاری ناهموار بود .
بناگاه ، عایشه بی‏تأمل بر او خشم گرفت و مردمی بر او شوریدند و کشتندش . آنگاه
مردم با من بیعت کردند نه از روی اکراه یا اجبار ، بل به رضا و اختیار .


بدانید
که سرای هجرت [ مدینه ] مردمش را از خود راند و مردم نیز از آنجا رفتند . ناگاه ،
چون دیگی که بر آتش باشد ، جوشیدن گرفت و فتنه سر برداشت . پس به سوی امیرتان
بشتابید و اگر خدا خواهد ، برای جهاد با دشمن ، به پیش تازید.


نامه
دو


و من کتاب له ع إلیهم بعد فتح البصرة


وَ جَزَاکُمُ اَللَّهُ مِنْ أَهْلِ مِصْرٍ عَنْ أَهْلِ بَیْتِ
نَبِیِّکُمْ أَحْسَنَ مَا یَجْزِی اَلْعَامِلِینَ بِطَاعَتِهِ وَ اَلشَّاکِرِینَ
لِنِعْمَتِهِ فَقَدْ سَمِعْتُمْ وَ أَطَعْتُمْ وَ دُعِیتُمْ فَأَجَبْتُمْ


ترجمه:


نامه‏ای
از آن حضرت ( ع ) پس از فتح بصره به مردم کوفه نوشته است .


خداوند
به شما مردم شهر از جانب خاندان پیامبرتان پاداش نیکو دهد ، همان پاداش که به
فرمانبران و سپاسگویان نعمتش می ‏دهد . شما شنیدید و اطاعت کردید ، فراخوانده شدید
و پاسخ دادید.



  


50 حدیث از امام حسین (ع)
 

 

حدیث (1) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـی أحـَدٍ ثَلاثة: إلـی ذِی دیـنٍ، اَو
مُــرُوّة اَو حَسَب
جز به یکی از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت،
یا کسی که اصالت خانوادگی داشته باشد

(تحف العقول ، ص 251)

حدیث (2) امام حسین علیه السلام فرمودند:
أیما اثنَین جَری بینهما کلام
فطلب أحدهما رضَـی الاخر کانَ سابقة الیَ الجنّة
هر یک از دو نفـری که میان
آنها نزاعی واقع ی و یکـی از آن دو رضایت دیگری را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل
بهشت خـواهـد بــود

(محجه البیصاء ج 4،ص 228)

حدیث (3) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق
رستگـار نمی ی مـردمـی که خشنـودی مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد

(تاریخ طبری،ص 1،ص 239)

حدیث (4) امام حسین علیه السلام فرمودند:

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ
دَغَلٍ
بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است

(فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476)

حدیث (5) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا
کسی
در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت

(مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69)

حدیث (6) امام حسین علیه السلام فرمودند:

أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
عاجزترین مردم کسی است
که نتواند دعا کند

(بحارالانوارج/ 93 ص/ 294)

حدیث (7) امام حسین علیه السلام فرمودند:

اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ
گریه از ترس
خدا سبب نجات از آتش جهنّم است

(حیات امام حسین ج 1 /ص 183)

حدیث (8) امام حسین علیه السلام فرمودند:

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ
ما یَحذَرُ
آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و
نگرانیها به او رو می آورد.

(بحار الانوار ، ج 3 ، ص 397)

حدیث (9) امام حسین علیه السلام فرمودند:
اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا
عِندَقُدرَتِهِِ
بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

(الدره الباهره ، ص24)


  
   1   2      >
(

فروشگاه baniasadibam

 
)